زندگی با تجارت الکترونیک

با قوانین و روشهای مقیاس پذیری در کسب و کارها آشنا شوید

مقیاس پذیری کسب و کار به اعتقاد من مهمرین عامل موفقیت کسب و کارهاست. هر چند اگر از مدیران این کسب و کارها پرسیده شود؛ شاید به ندرت به آن اشاره کنند. چون ایشان ناخودآگاه این مقیاس پذیری و اندازه گذاری را لحاظ کرده اند.

مفهوم مقیاس پذیری در علوم مختلف چندان تفاوت ندارد، یعنی امکان تغییر بستر به نسبت احتیاجات. مثلا در شیمی به نسبت کنش ها یا واکنش ها، در فیزیک به نسبت تغییرات و انرژی، در ریاضیات به نسبت معادلات و بازه ها، و در علوم کامپیوتر به نسبت پردازش ها. ظرفیت یک کسب و کار در هر مقیاس باید به نسبت پتانسیل آن باشد. این جمله کلید مفهوم مقیاس پذیری می باشد. اکنون با شکافتن بیشتر موضوع روشن خواهیم کرد چرا مقیاس پذیری از مهمترین فاکتورهای موفقیت کسب و کار است.

در یک کسب و کار حرفه ای، شناخت صحیح از جایگاه و موقعیت فعلی کسب و کار در بازار، شناخت صحیح از وضعیت عرضه و تقاضا در بازار، همچنین داشتن اطلاعات کامل از توانمندی های داخلی کسب و کار ضروری است. به طوری که در هر لحظه ما باید بدانیم چه سهمی از بازار را در اختیار داریم و چند درصد ظرفیت ما به کار گرفته شده است.

عدم تناسب میان این فاکتورها گاه موجب از دست رفتن فرصت ها خواهد شد. مانند زمانی که بازار ظرفیت بسیار بالایی دارد اما ما در حال استفاده از نیمی از ظرفیت خود هستیم. همچین گاه این مسئله موجب هدر رفتن انرژی و سرمایه می شود، از این رو که ما با تمام ظرفیت خود مشغول کار روی بازاری هستیم که ظرفیت پایینی دارد. تفکیک پتاسیل کسب و کار از ظرفیت به کار گرفته شده آن، ما را در حفظ تعادل بین ظرفیت بازار و ظرفیت به کار گرفته شده در کسب و کارمان یاری می کند. در حقیقت این نخستین قدم مقیاس پذیری است. صرفه جویی در انرژی و سرمایه، پیشگیری از هدر رفت فرصت ها، حداقل بهره ما از این قدم در مقیاس پذیری می باشد.

به طور حتم کسب و کار ما یک ظرفیت ثابت و مشخص دارد. قدم نخست ما را در مدیریت صحیح این ظرفیت با هدف تعادل به نسبت بازار هدایت کرد. در ادامه اگر ما قصد داریم مقایس پذیری واقعی تری به کسب و کار خودمان بدهیم، لازم است نسبت به پیش بینی ظرفیت بازار نیز اقدام کنیم. در این شرایط ما می توانیم برای آینده کسب و کار خود نیز برنامه ریزی مشخصی کنیم و مثلا بدانیم در بخش A از کسب و کار خود باید نیرو جذب کنیم و در بخش B باید تعدیل نیرو داشته باشیم. داشتن برنامه جهت توسعه منابع (خصوصا منابع انسانی) ما را برای استفاده صحیح از فرصت ها در آینده و تمرکز درست بر روی اهداف در بازار کمک خواهد کرد.

روشن است توسعه منابع توانمندی ما را افزایش خواهد داد و عملا ما می توانیم از فرصت های بازار بهتر استفاده کنیم، اما شاید این سوال به ذهن خطور کند که وقتی ما در هر زمان تعادل بین ظرفیت خود و بازار ایجاد می کنیم، هدر رفت نیرو وجود نخواهیم داشت پس چرا تعدیل نیرو اهمیت پیدا می کند؟ ما می توانیم از آن نیروها در حوزه های دیگر استفاده کنیم. در پاسخ باید گفت استفاده از این نیروها عمدتا به صورت غیر متمرکز خواهد بود و نفراتی خواهند شد که همواره در حال مهاجرت بین بخش های کسب و کار ما هستند در نهایت متخصص هیچ بخشی نیستند و فقط موجب کاهش متوسط کیفیت کار منابع انسانی بخشی می شوند که در آن فعالیت دارند.

مرور تجربیات کسب و کارهای موفق دقیقا بیانگر همین امر است که تقسیم حوزه کاری بین نیروهای کاری به طور دقیق و شفاف بوده و معمولا شاهد نفرات چند جایگاهی در این کسب و کارها نیستیم. البته داشتن نظرات و ایده ها برای بخش های خارج از حوزه کاری، امری اجتناب ناپذیر و مفید است که اتفاقا مدیر یک کسب و کار باید از آن استقبال هم کند. اما مسئولیت ها و اختیارات، مسائلی جدا از نظرات و ایده ها هستند، اینجا منظور ما از تفکیک حوزه ها، ایجاد چهارچوب مسئولیت ها و اختیارات در یک بخش خاص برای نفرات می باشد.

امیدوارم از این مقاله راضی بوده باشید و از آن در جهت پیشرفت کسب و کار خود نهایت استفاده را ببرید. بی صبرانه منتظر نظرات و پیشنهادات شما مخاطبان عزیز هستم.

در سال 1376 اولین تجربه وبمستری را پشت سر گذاشت. با توجه به تحصیل در رشته الکتروتکنیک، تجربیات گسترده ای در حوزه سخت افزار و الکترونیک دارد و در حال حاضر مدیر مجموعه کدباکس است. فعالیت به عنوان مستر دیباگر در پروژه های مختلف داخلی و خارجی، و همکاری با سازمان پدافند غیرعامل در خصوص اخذ سطوح مختلف ELA برای پروژه های ملی نیز در کارنامه وی می درخشد. جالب است بدانید که میلاد، اوقات فراغت خود را نیز بر روی پروژه امنیتی DenyList صرف می کند.